يه جاي دنج

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

 


پرشين‌بلاگ

گيلاس
هر چه را دوست بداري زيباست - مهرنوش جون
سايه عمر
آلبالو گيلاس
فراز
كودكي-مرجان جون
دوست قديمي
از روي دلتنگي
سخن هاي نيك
آب زندگي
صبا جون
بارباپاپا
جي بيس
باربي جون
اولين برگ پاييزي
دستهاي سيماني
عشق يه دروغ بزرگ
چو ايران مباشد تن من مباد - پري جون
گربه بيا منو بخور!
دنياي آبي
وفادار دلشكسته

پنجشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧

بعد از یه تاخیر طولانی

سلام و صد سلام به همه دوستان خوبم.

تبریک به خاطر همه عیدهایی که توی این یک سال داشتیم مخصوصا عید نوروز ۸۷

نزدیک به یک سال هست که نیومدم تو خونه دنجم بنویسم . بعد این همه وقت خیلی چیزا عوض شده خیلی اتفاقات تازه افتاده خیلی چیزا کهنه شده و خیلی دوستام را از دست دادم و خیلی دوست جدید پیدا کردم و .......

 بعد یه مدت که اومدم وبلاگ خودم را دیدم به این نتیجه رسیدم که چقدر خوبه آدم یه جایی داشته باشه که توش بنویسه . الان یه ساعتی میشه که دارم نوشته های قبلی خودم را مرور میکنم . هرکدومش تداعی  کننده یه اتفاقی بوده که قبلا برام افتاده (چه خوب و چه بد) کاش میشد همه چیز را هر روز نوشت تا راحت هر وقت هوس کردی بری و خاطرات را مرور کنی.

برعکس سال ۸۵ که برام خیلی خوب نبود (طبق نوشته های قبلیم) سال ۸۶ به قول خودم و خیلی از آشنایان بهترین سال زندگیم بود سالی که چند تا اتفاق خوب برام افتاد یکیش اینکه از محل کار قبلیم اومدم بیرون و رفتم یه جای بهتر . اونجا دیگه خیلی فشار کاری داشتم ولی خدا را شکر کار جدیدم دغدغه هایش کمتره .

حرفهای من با خدا :

خدا جونم خیلی وقته نتونستم حرفام را برات بنویسم . خداجونم خیلی دلم برات تنگ شده .

خدا جون به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی تو را شکر می کنم به خاطر چشم ، گوش ، دست و پا که بهم دادی به خاطر نعمت سلامتی به خاطر اینکه اجازه دادی توی این دنیا نفس بکشم تو را شکر میکنم.

خدا ی مهربان بابتاتفاقات سال ۸۶ هم ازت ممنونم و ازت میخام که خودت همیشه به همه کمک کنی به من هم کمک کنی ( الهی و ربی من لی غیرک) 

 

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


چهارشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٦

بخند تا دنيا به روت بخنده

امروز یه کم دلم گرفته بود ولی با صحبتهای خوب دوستی بهتر شدم و به قولی از دپرسی در اومدم . این چند خط هم از وبلاگ مژگان بانو کپی کردم به نظرم جالب اومد :

اگر از کوه استواری وپایداری یاد گرفتم میتوانم در مقابل مشکلات زندگی استوار و پایدار باشم.
اگر از مورچه همت و امید را یاد گرفتم- میتوانم حتی در سخت ترین لحظات زندگی- امید خود را از دست ندهم.
اگر از گل آفتابگردان یاد گرفتم که به سوی نور صورتم را بچرخانم  میتوانم با نور معرفت خداوند آشنا شوم.
اگر از گل نرگس یاد گرفتم که در مقابل سرما هم میتوان مقاومت کرد در مقابل سرمای روزگار میتوانم مقاومت کنم .
اگر از آتش یاد گرفتم که همیشه باید از پایین به بالا رفت- یاد میگرفتم که هیچوقت در زندگی عجله نکنم واز کوچکترین  میتوان به بزرگترین و بالاترین رسید.
 آری تمام این طبیعت زیبا وموجودات که اطرافم هست میتوانم از آن درس زندگی بیاموزم وخدا را شاکر باشم که با آفریده های خود درس زندگی را به من می آموزد.

ولی از خداوند طلب صبرجمیل میکنم از خداوند میخواهم که کمکم کند که عجول نباشم
چون حس میکنم یک نیروی متافیزیکی یک نیروی مابعدالطبیعه و خارج از کنترل و اراده من
زمام امور را در دست گرفته و من میخوام خودم رو به دست اون قدرت لایزال بسپارم تا خودش همه امور را به بهترین شکل و عالیترین روش اداره بکنه و به دست بگیره

 معتقدم هر وقت انسان چیزی رو از دست بده
یا اون چیز حق الهی من نبوده یا خداوند چیزی بهتر از اون رو در تقدیر و سرنوشتش قرار داده

              

 پروردگارا

به من آرامش ده 

                    تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم 

دلیری ده

                    تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم 

بینش ده 

                    تا تفاوت این دو را بدانم 

مرا فهم ده 

                    تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند 

                                                                         (جبران خلیل جبران)


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦

نمايشگاه کتاب و ...

سلام ....... سلام . خوبید ؟ ایشالا همگی خوب خوب باشد.

بالاخره مقدمات نمايشگاه رفتن من جور شد و هفته پيش رفتم تهرون نمايشگاه و يه كار مهمتري هم داشتم كه به اونم رسيدم . راستش هدف اصلي از تهرون رفتن براي كارم بود در كنارش دو بار هم رفتم نمايشگاه . ولي خيلي شلوغ و بي نظم بود من براي پيدا كردن يه ناشر اينقدر گشتم اصلا ترتيب خاصي براي ناشران نبود (ترتيب الفبايي). ولی در نهایت چند تا کتاب خوب خریدم

 براي پيگيري كارم هم به مكان مورد نظر رفتم ولي يه چيزايي شنيدم كه مغزم سوت كشيد  و از تعجب چشام گرد شد:

                 

يكي از كارشناسان محترم در جواب من كه گفتم : يه اولويتي براي نيروهايي با چند سال سابقه كار قرار دهيد  ، گفت خانم مفت كه كار نكرديد ، پول گرفتيد در ضمن هيچ اولويتي هم نداريد همه مثل هم هستيد . تازه فهميدم اينقدر زحمت بكشي آخرش هم هيچ .

توي اين گير و دار يكي از همشهريان ساكن تهران از بس دلش به حال من سوخت اومد  و من را به اتاقش دعوت كرد . ميدونيد چي بهم گفت (البته اینها را خیلی آروم پرسید). ازم پرسيد  : زرشكي خانم شما كي را داريد (سفارش شما را چه كسي كرده ) منم هاج و واج گفتم من خدا را دارم و بس . بعد گفت يعني هيچكي سفارشت نكرده و اينجوري پيگيري ميكني . منم گفتم من اگه پارتي داشتم كه تا حالا بلاتكليف نبودم . بعدش  هم مثل بچه مثبتها گفتم راستش رئيسمون خيلي از كارم راضيه . بعد سه روز تهرون موندن بالاخره با مغز سوت كشيده  و چشمان گرد شده برگشتم به شهر خودم . حالا من اينهمه چيز خواستم جور نشد بدو بدو نمايشگاه جور شد اينهم با خاطره بد  (من به حال خودم خندم ميگيره آخه من تو همه چي نوبرم)

از اين حرفها بگذريم ، راستي سريال جواهري در قصر را ميبينيد من كه خيلي از يانگوم خوشم مياد خيلي نازه . اينم يه وبلاگ در مورد يانگوم  

حرفهاي من با خدا

 

خداي مهربونم از اينكه نعمت سلامتي را به من دادي تو را شكر ميكنم و ازت خواهش ميكنم همه بيماران را شفا بده.

خدايا ، يه وقتهايي از دست زمونه اعصابم خرد ميشه و يه جورايي ناشكري ميكنم ، خدا جون اون لحظات را از از بين ببر.

خدايا ازت ميخام بهم اعتماد به نفس و شهامت بيشتري بدي و كمكم كني تا در كارهام موفق باشم.

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


دوشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦

آرامش خاطر

سلام و صد تا سلام .

چند روزه یه کتاب از کتابخونه گرفتم به نام « بیندیشید و در آرامش ثروتمند شوید» نویسندش ناپلیون هیل هستش. کتاب جالبیه راستش یه فصلش اینه: اگر از ترس رها شوید می توانید آزادانه زندگی کنید. بعد نوشته مهمترین ترس ها عبارتند از  : ترس از فقر ؛ ترس از انتقاد ؛ ترس از دست دادن عشق ؛ ترس از دست دادن آزادی ؛ ترس از پیری و ترس از مرگ . توی این کتاب میگه از ترس از  چیزی نداشته باشی اعتماد به نفس بالا میره و ضریب موفقیت زیاد میشه در ضمن نوشته : ترس همچون دعایی است که نتیجه عکس می دهد

 راستش دقت که میکنم میبینم مهمترین ضعفم همین ترس هستش مخصوصا ترس از انتقاد و ..... تازه این تو وجود اکثر آدمها هستش . کاش میشد بفهمی راه از بین بردن ترس چیه . این را اینجا نوشتم تا دوستان عزیز هم برای موفقیت توی همه زمینه های زندگیشون اول ترس را از بین ببرند بعدش هم ....... برسند به هر چی دلشون میخاد .

                                        

راستی یه تجربه ایی که اخیرا پیدا کردم را اینجا بنویسم تا دیگه تکرارش نکنم : راستش حدود دو هفته پیش من یه کار فوری برام پیش اومد می خواستم برم جایی (تازه ، کار شخصی نبود ).  از طرفی مجبور بودم برم سر کار خلاصه با یه مکافاتی به یکی از همکارا گفتم تو محل کار جور مرا بکشه و کارام را انجام بده و منم رفتم برای انجام دادن اون کار فوری.ولی اینقدر تا ظهر از محل کارم بهم زنگ زدند و .... که مجبور شدم برگردم و همه کارام را خودم انجام بدم  و از طرف رئيس بازخواست هم بشم  . خلاصه اون روز خیلی بد گذشت . اون روز دیدم آدمهایی که اینقدر با هم خوبیم و من هم همیشه هواشون را داشتم حالا که کار دستشون دارم چطوری کمکم میکنند . خلاصه اینکه الهی کار دست کسی نداشته باشی تازه يه چيز ديگه اينكه دوست خوب خیلی کمه .

            

به عنوان حسن ختام اين پست : نمايشگاه كتاب چند روز ديگه باز ميشه من خيلي ميخام برم كاش جور بشه آخه يه عالمه كتاب ميخام و ..... يادش بخير سال دوم دانشگاه با هم اتاقيهام رفتيم نمايشگاه . جاتون خالي خيلي خوش گذشت . عصرش هم رفتيم توچال و ....

حرفهای من با خدا :

خدای مهربونم به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی تو را شکر میکنم و ازت میخام من را از بندگان شاکر خودت قرار بدی.

خدايا من جز تو هيشكي را ندارم ميشه لطفا هميشه خودت كمكم كن و  براي انجام هر كاري مرا راهنمايي كن.

خدايا همه بندگانت دوست دارند بهترين باشند ، خودت به همشون كمك كن.

خدايا مهربونم ميگن با خدا حرف بزني جوابت ميده من با خيلي زبونها باهات حرف زدم (زبون دلم ، زبون بچه ها ، زبون فارسي  ، زبون عربي و ...)خواهشا بهم جواب بده .

خداي عزيزم از اينكه بهم اين توانايي را دادي كه بتونم بنويسم  و حرف بزنمتو را شكر ميكنم چون با نوشتن و صحبت كردن آدم به آرامش مي رسه.

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


شنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٦

سال نو مبارك

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت                         وان مواعيد كه كردي مرود از يادت

شادى مجلسيان در قدم و مقدم تست           جاى غم باد مر آن دل كه نخواهد شادت 

شكر ايزد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت             بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

 سلام و صد سلام . سال نو همگي مبارك . اميدوارم سال خيلي خوبي را پيش رو داشته باشيد.

ايشالا سال جديد سال خوبي براي من هم باشه . راستش سال ۸۵ خيلي سال خوبي نبود  انگار تو اين سال خدا با من لج كرده بود و براي هر كار ي حال منو مي گرفت اميدوارم امسال اينطوري نباشه.

كوچيك كه بودم عيد نوروز يه حال و هواي عجيبي داشت دم عيد و خونه تكوني و  تعطيلي مدرسه(من عاشق تعطيلي بودم) و  هزار تا چيزاي خوب و خوب اما از وقتي اومدم سر كار خيلي سال نو برام اتفاق مهمي نيستش. آخه الان فقط چهار روز تعطيلي كه تا ميايم بفهميم تموم ميشه . اصلا ميدونيد چيه ، من فكر ميكنم هر چه آدما بزرگتر ميشن ذوق و شوق براي سال نو هم تو وجودشون كم رنگتر ميشه آخه هر سال نويي كه ميا د نشون ميده يه سال ديگه از عمر آدم گذشته ۳۶۵ روز از وقت آدم كم شده و خلاصه هزار كار انجام نشده براي سال جديد مونده .

راستي چند روز تو تلويزيون داشت جاهاي ديدني استان لرستان را نشون ميداد چند تا آبشار نشون داد واقعا قشنگ بود اصلا هر چي بگم كم گفتم . من كه خيلي دلم هواي مسافرت به اونجا را كرد  حالا اگه قصد سفر داريد خرم آباد آبشار هاي زيبايي داره. ما كه نميريم لااقل شما بريد  جدا خوش بحال مردم اون شهرهاي خوش آب و هوا تو شهر ما كه يه ذره هم از اين آبشار قشنگها نداره كه بريم كنارش  و .... 

چند جمله قشنگ :

زندگي بدون كوشش ، مردن قبل از وقت است.  پس زياد كوشش كن

زندگي عاري از آرزو ، انسان را به گور مي برد. پس خيلي آرزو كن

قانع را غم نيايد ، غني ترين شما قانع ترين شماست.

حرفهاي من با خدا :   

خداي مهربونم توي سال جديد به همه مردم كمك كن  به من هم كمك كن .

خداي مهربونم يهو فكر نكني من ناشكري ميكنم برعكس من هر لحظه به خاطر اينهمه نعمتي كه بهم دادي از تو تشكر ميكنم به خاطر سلامتي  ، چشم ، گوش  و.....

خدا جونم اگه ميشه يه جورايي مشكلات را برام مثل شكلات تو دهنم حل كن (به به شكلات كاكائويي)

خداي مهربونم همه جوونها را از شر بديها حفظ كن . خدا جونم يه وقتهايي از هم سن سالام يه چيزهايي مي بينم كه از تعجب شاخ در ميارم ازت خواهش ميكنم همه را از شر شيطان حفظ كن من را هم محافظت كن (توي اين فاصله كه اين پست را مينوشتم رفتم جايي پيش يكي از دوستام ، چند نفري اونجا بودند از ديدنشون واقعا متاثر شدم  )


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


دوشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٥

الهي و ربي من لي غيرك

سلام و صد تا سلام به تو

اولا ایام شهادت اباعبدا.. الحسین را به همه عاشقان آن امام راستین تسلیت میگم .

دوما دهه فجر مبارکباد.

                          

چند تا جمله قشنگ:

بخند تا دنيا به روت بخنده.

خنده بر هر درد بي درمان دواست.

گفت آسان گير بر خود كارها كز روي طبع ...... سخت مي گردد جهان بر مردمان سخت كوش

به نظر شما آدم بخواهد اينطوري عمل كنه . چیکار باید بکنه؟؟

مشکلات کاری من تا  آخرين حدش پيش رفت ولی من که از رو نمیرم هنوز هم میگم اگه خدا بخاد می تونه همه نامردیها را جواب بده و مشكل من را حل كنه و من را خوشحال کنه. و مطمئنا خدا بهم کمک میکنه.(خدا به خودش میگه عجب رویی داره این بنده )

از بس وقت نمیکنم بیام تو خونم و به خونه دوستام سر بزنم دیگه کم کم دارن آب میرن . نتیجه گیری: معمولا اونهایی که وبلاگشون خیلی طرفداری داره و خیلی می یان تو وبلاگشون نظر میدن معلومه خیلی بیکارن و دائم دارن تو اینترنت می چرخن . (خدای نکرده جسارت نشه)

                     

خدايا خوش دارم گوشه خلوتي با تو بگذرانم.فقط اشك بريزم ، فقط ناله كنم و فشارها و عقده هاي دروني ام را خالي كنم.

اي خداي تنهايان و بي كسان و بي مونسان !

اي مخاطب دردهاي نگفتني !

اگربناست بسوزيم طاقتمان ده و اگر بناست بسازيم قدرتمان ده.

خدايا دانايي ده كه از راه نيفتم و بينايي ده كه در چاه نيفتم.

خدايا ما اگر بد كنيم تو را بنده هاي خوب بسيار است ، تو اگر مدارا نكني ،ما را خداي ديگري كجاست؟

خدایا : عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار .

خدایا : یاری کن تا جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا ابزار حمله به دوست نکند .

خدایا : به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، خدمت بی نان ، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود ، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیت ، دوست داشتن بی آنکه دوست بداند ، روزی کن .

خدایا : مرا همواره آگاه و هوشیار دار تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری ، مثبت یا منفی قضاوت نکنم .

خدایا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش ، سوگوار نباشم .  خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .

الهي آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان ،بيامرز رايگان كه تو خدايي نه بازرگان.

دكتر علي شريعتي


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٥

 

سلام به دوستان مجازی عزیزم

نمیدونم چرا مدتیه نتونستم توخونه تنهاییم بیام و بنویسم. اصلا این خونه من اسمش روی خودشه اون وقتهایی که دیگه از همه جا می برم اون وقتهایی که از فشار ناراحتی قلبم درد میگیره اون لحظات میتونم بیام و با نوشتن کلمه ای خودم را تخلیه کنم.

خدا میدونه الان توی دل من چی میگذره. نمیدونم از دست کی گلایه کنم از بنده های خدا یا از خدا . من نمیخام ناشکریش را بکنم ولی آخه این رسمش نیست که اینطوری با من رفتار بشه . میدونید بعد یک ماه و اندی نتیجه امتحانی که میگفتم معلوم شد و اسم من توی اون نیست خلاصه من دیگه نمیدونم چه کنم اصلا ....

حرفهای من با خدا

خدای مهربون خدایی که قدرتت از همه بیشتره آخه چطوریه که نوبت من که میرسه قدرت بنده هات بیشتر میشه؟؟؟؟؟ خدایا من نمیدونم چی بگم فقط میگم بازم شکرت

خدایا تو که همه کاری میتونی بکنی میگن تو مهربونترینی پس چرا من تا یادم میاد همیشه تو سختی و سردرگمی و ... بودم پس چطور تو میگی من به بنده هام کمک میکنم. ولی نوبت من که میشه از ما بهترون پیدا میشن و دیگه یادت ما میره.

خدایا تو میدونی دعای من همیشه این بوده که بی منت بنده هات کارام درست بشه . آخه این رسمشه که حالا من باید جلوی هر کس و ناکس خواهش و تمنا کنم و اشک بریزم. فقط به خاطر اینکه پارتی ندارم و تو را دارم.

خدایا از دستم ناراحت نشو آخه الان خیلی ذرات اشک دارن به چشمام فشار میارن . من با همه این اوصاف باز هم ممنون تو هستم . ولی تو را به مهربونیت که شهره مسلمون و کافره یه نیم نگاهی هم به من بنداز.

در ضمن خداجون محض اطلاع باید بگم من از بس در خونت را زدم و دعا کردم  و ..... دیگه روم نمیشه دعاکنم اصلا دیگه خسته شدم .


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


شنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٥

ماه رمضان ماه خدا

سلام به تو / اول از همه فرا رسیدن ماه رمضان ماه میهمانی خدا را تبریک میگم .

دوم  نماز و روزه همگی قبول باشه

ماه رمضون که میشه یه حسی تو آدم ایجاد میشه که انگاه ماه برآورده شدن دعاها هست لااقل من که اینجوریم انگاری توی این ماه یه جورایی خدا بیشتر هوای بنده هاش را داره . خلاصه من هستم و یه عالمه حرف و حدیث و حاجت برای خدا .

چند وقت پیش خیلی دنبال این بودم که آدرس دعایی را پیدا کنم که سریع الاجابه باشه و حتما جواب بده در نهایت جوابی که گرفتم این بود که دل آدم باید یه راه باریکه ای به اون بالا ها پیدا کنه وگرنه دعا و ثنا یه وسیله هستش . خلاصه من موندم و یه دل سیاه و یه دنیا حاجت

نمیدونم تا دفعه دیگه که مجالی برای آپ کردن گیر بیارم چه اتفاقاتی میفته . ولی از همگی التماس دعا دارم بعد ماه رمضون یه امتحان خیلی مهم دارم دعا کنید این یکی را قبول بشم تا لااقل تکلیف کار استخدامیم روشن بشه . خلاصه خیلی برام دعا کنید (آخه میگن الجار ثم الدار)


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


چهارشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٥

تولد شناسنامه ای

سلام و صد تا سلام به تو

امروز صبح وقتی ایمیلم را چک کردم چند تا پیام تبریک داشتم که نوشته بود تولدت مبارک و ... اولش تعجب کردم که یعنی چه مگه امروز ۲۲ آبانه ولی بعد یادم اومد امروز ۲۲ شهریور روز تولد شناسنامه ای من هستش . قبلا عضو یه کلوپی شده بودم و مشخصات شناسنامه ایم را وارد کرده بودم اونم لطف کرده روز تولدم مرا سورپرایز کرد.

نتیجه گیری:

امروز بر همه اونایی که تولدشون هست مبارک و میمون باشه

به نظر من اینکه چند سال پیش تولد بچه هاشون را چند ماه جلوتر یا عقب تر میگرفتند خیلی بد بوده . همین خود من به شناسنامه ام از خودم بزرگتره و این باعث شده یه وقتهایی برام مسئله ساز هم بشه. چند بار تا حالا تصمیم گرفتم برم دنبالش و اگر بشه با دادگاه و استشهاد محلی و ... درستش کنم ولی کوتاه اومدم و دنبالش نرفتم . نمیدونم اصلا فایده داره یا نه ....

راستی دیشب فیلم تله اینترنتی را شبکه دو گذاشته بود . یه جورایی قشنگ و جالب بود . واقعا که هکرها چه بچه های تیزی هستند .


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


دوشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٥

 

سلام و صد تا سلام به هر کی میاد تو خونه من یه قدمی میزنه بعدش هم نظری میده و ......

الان که اومدم و شروع کردم به نوشتن یه عالمه حرف داره مثل یه قطار از ذهنم رد میشه اما من نمیدونم از چی بنویسم از کی و کجا.

ميدونم از روز پدر چند روزي گذشته ولي من همينجا اين روز را به بابام تبريك ميگم . به همه باباهاي دنيا هم تبريك ميگم .

 هفته پیش یه سفر با خانواده رفتیم مشهد . خیلی خوش گذشت . جای همگی خالی بود . مدتی بود از فضای کار خارج نشده بودم علی الخصوص که خیلی سرم شلوغ بود برای همین این مسافرت خیلی چسبید . راستش من عاشق مسافرت رفتن و بیرون رفتن هستم کاش حداقل ماهی یه دفعه ۳ روزی میشد بار و بندیل بست و رفت سفر. خدائیش که روحیه آدم خیلی عوض میشه

تا حالا شده كم بياريد . جدي جدي تو يه مسئله بمونيد اونقدر از حلش نا اميد بشيد كه بخواهيد سرتون را به ديوار بكوبيد و ...

 اصلا نميدونم راجع به مسئله اي كه ميخام بگم چي فكر ميكنيد بعضي دوستام ميگن تو بايد قدر اين موقعيتت را بدوني و لي من ديگه خسته شدم ديگه بريدم. كم كم دارم به اين نتيجه ميرسم كه دارم دچار افسردگي ميشم. (خدا نكنه بگو ديگه) از بس به مسائل ور ميرم يه وقتهايي دچار فكر درد ميشم.

نميدونم فايده نوشتن اين حرفها در اينجا چيه ولي يه ذره آدم سبك ميشه. ميدونيد من خيلي دوست دارم ولي با هر كدوم تا حدي حرفهام را ميزنم . بعضي درددلها و حرفها را نميشه به هر كي بگي. كاش من يه خواهر دوقلو داشتم (اين از جمله آرزوهاي بر باد رفته من هستش)

 

حرفهاي من با خدا:

خداي مهربونم خدايي كه هميشه منتظرم تا جواب سوالاتم را بدي. خدا جونم به بزرگواريت قسم هر كسي هر گرفتاري و مشكلي داره خودت برطرفش كن.

خداجونم يه كم اعتماد به نفسم را بيشتر كن تا راحتتر بتونم تصميم بگيرم (آخه يكي از دوستام چند روز پيش ميگفت اونهايي كه اعتماد به نفسشون پايينه نميتونند زود تصميم بگيرن)

خدايا حالا ديگه زيارت خانه خودت را نصيبم كن . ميدوني كه ديوونه وار ميخام بيام (خودت ميگي مهمون حبيب خداست ، مگه تو مهمون نميخاي)

خدايا هر وقت ميخام با تو حرف بزنم ناخودآگاه نگاهم ميره طرف آسمون. نگاهم را نااميد نكن . تو ميدوني كه من با هيچكي مثل تو راحت نيستم حتي خيلي حرفام را به مامانم هم نميگم به يكي دوتا دوست خيلي صميمي هم كه دارم نميگم پس تو خودت تو كارام راهنماييم كن و كمكم كن تا به بهترين حالت زندگيم بگذره.

 

تا آپ بعدي خدانگهدار

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٥

 

سلام و صد تا سلام به تو .

مدتي نتونستم بيام اينجا و آپ كنم خيلي دلم تنگ شده . واقعا چقدر نوشتن خوبه آدم راحت ميشه . يه جايگزين خيلي خوب براي حرف زدن و درد دل كردن نوشتن تو يه خونه دنج هستش كه ميشه راحت حرف را زد بدون اينكه سوء تفاهم بشه . الانم وسط دو تا كلاس 10 دقيقه خالي شد گفتم يه سر به اينجا بزنم و ....

اولين چيزي كه ميخام اينجا بنويسم :

يك تجربه: هرگز بيشتر از توانتون براي ديگران كاري انجام نديد . آدم بايد تو كار كردن هميشه يه حدي را نگه داره و خودش را خيلي اذيت نكنه وگرنه به آخر و عاقبت من دچار ميشه . خاطرتون باشه از اين نوشته بودم كه سرم شلوغه و خلاصه اينكه تو محل كارم چند تا كار را باهم انجام ميدم . خيلي از اونايي كه با تجربه بودند گفتند زرشكي اينقدر خودت را اذيت نكن اينجا هيچكي معرفت نداره ، هر كسي به فكر خودش هست ، منم ميگفتم نه مردم كه گناهي ندارند و خلاصه از 7 صبح تا 9 شب سر كار سگ دو زدم . حالا كارم به جايي رسيده كه يه روز كه مشكلي برام پيش مياد و نميتونم بيام حسابي بازخواست ميشم و بي انصافها تا دلتون بخواد پيش رئيس برام زدند كه زرشكي اهل كار نيست. آخه از خدا بيخبرها  ، كي اينجوري تا 9 شب براتون كار كرده كه من دوميش باشم و ......خلاصه  اينم از  تجربه من!!!!!!

 

از بحث كار خارج ميشم ميرسم به اون دوستم كه رفته بود مكه. خوش بحالش نميدونيد از اونجا چقدر تعريف ميكرد به قول دوستم آدم تا نرفته يه ذره دلش ميخاد ولي يه دفعه كه رفت ، ديگه عاشق ميشه و ........ خوش بحال آلبالو گيلاس كه الان رفته مكه . ايشالا قسمت همون بشه

 

حرفهاي من با خدا:

خداجونم از متن بالا سوئ تفاهم نشه من قصد ناشكري كردن ندارم. فقط چون خيلي دلم پر بود اينجا نوشتم تا ديگران هم از تجربم استفاده كنند

خداي مهربونم به خاطر همه نعمتهايي كه بهم دادي تو را شكر ميكنم و ممنونت هستم . خدايا تو كه  از همه چيز و همه كس خبر داري تو  كه عالم بر هر نهاني، به بزرگيت قسم حاجات همه را برآورده كن تو فكر من هم باش .

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٥

 

سلام به همه دوستان خوبم تو دنياي مجازی

خوبيد؟ خوشيد؟ تازگی ها از بس کم ميام آپ ميکنم ديگه کسی به وبلاگم نمياد تازه منم زياد نميتونم تو وبلاگ دوستانم  کامنت بزارم . آخه يه جورايی هست که تا وقت گير بياد فقط ميرم به چند تا وبلاگ سر ميزنم ولی امکان گذاشتن کامنت کم پيش مياد . (اينطوری خواستم به تو اين را بگم که اگر چه من کامنت نميزارم ولی تو لطف کن و با کامنتهات من را خوشحال کن )

                         
واي از دست اين پرشين بلاگ . من  هر بار که ميشينم  با هزار زحمت دو تا کلمه تو خونه تنهاييم مينويسم موقع ارسال  نمي دونم چرا يا خطا ميده يا يوزر ÷سورد ازم ميگيره.
بهرحال اينا را نوشتم که بگم امروز حدود ساعت 2 با بغض تو گلو و چشمهاي اشکي نشستم اينجا و شروع کردم به نوشتن. ولي اين اشک با دفعات پيش خيلي فرق داشت يه جور اشک  خوبي بود . آخه دقايقي پيش يکي از بهترين دوستام اومده بود خداحافظي .  داشت ميرفت مکه . خوش بحالش اين سفرها واقعا لياقت ميخاد . همين خود من زودتر از دوستم اسم نوشتم ولي نميدونم چرا برنامش جور نميشه.
موقع رفتن دوستم گفت : زرشکي هر حرفي داري بنويس روي کاغذ تا ببرم اونجا . يعني اينطوري هر چي ميخاي را خودت به خدا بگو . دوستم ميگفت ظاهرا اونجا محلي براي نامه هاي مردم هستش . ( من که نرفتم و نمي دونم) راستش هر چي فکر کردم چي بنويسم نتونستم جمله اي پيدا کنم که همه حرفهام را شامل بشه. و درنهايت حرفهام را تا جايي که ميشد به دوستم گفتم . و بقيه اش را گفتم به خدا بگو خودش ميدونه.

از خصوصيات اخلاقی من تو واقعيت اين هستش که خيلی پر توقع هستم و زود رنج و اين مسئله باعث ميشه تا با کوچکترين چيزی ناراحت بشم . نميدونم چطوری ميشه اين خصوصيات را از خودم دور کنم. خوش به حال اون آدمايی که خيلی خونسرد هستن و در ضمن زود رنج هم نيستند. منم ميخام از اين به بعد آدم خونسردی بشم !!!!!

حرفهای من با خدا

خدای مهربونم لياقت زيارت خانه خودت را به همه بده به من بده . خدايا من خيلی دوست دارم بيام مکه  . مدينه را هم خيلی دوست دارم برم ديدن اون گنبد سبز از نزديک فکر کنم خيلی صفا داره

خدايا همه مسافران صحيح و سالم به شهرشون برگردند دوست من هم با خانوادش به سلامت برگرده

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


دوشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٥

 

سلام به دوستان خوبم تو دنيای مجازی

حدود يه ماهی ميشه که به دليل کمبود وقت نتونستم بيام و آپ کنم حالا هم که يه وقتی پيدا شده الان چهارمين باره که دارم مينويسم و نميتونم بفرستم و يه هو همه نوشته هام غيب ميشه.

درسته من نميتونم آپ کنم ولی دو سه روز يه بار ميام و کامنتهايی که شما دوستان برام گذاشتيد را ميخونم . خوشحال ميشم که هنوز در خونم بازه و ....

راستی هيچکدوم برای کارشناسی ارشد کامپيوتر دوره های فراگير پيام نور ثبت نام کرديد؟؟ من ۴۰ تومن پول ريختم به حساب پيام نور حالا هم دربدر دنبال منابع درسيش هستم ولی انگار هيج جا گير نمياد (حالا من بيچاره از نا علاجی گفتم برم ثبت نام کنم شايد دری به تخته بخورد و قبول بشم . بخشکه شانس حالا قحطی کتاب اومده)

تازه من از کار زياد وقت سر خاروندن ندارم حالا کی درس بخونم !!!!!!!

راستی مدتی تو کارم با افراد و ارباب رجوع سر و کار دارم . واقعا کار سختيه . آدمهای مختلف هر کسی با يه خصوصيت اخلاقی . تازه به اين نتيجه رسيدم که دائم با ارباب رجوع واقعا سخته .

حرفهای من با خدا

خدای مهربونم از تو ميخام که هر مشکلی بنده هات دارند را حل کنی آخه خدايا بنده های تو که جز تو کسی را ندارند که بهشون کمک کنه پس خواهشا تو اونا را ياری کن . حالا تو اين گير و دار به من هم يه نگاهی بنداز . آخه خدا جونم کم کم دارم خسته ميشم

خدا جونم شر آدمهای بد را به خودشون برگردون . و اونايی که خوبند را خودت کمکشون کن و خوبيشون را بهشون برگردون.


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

سلام دوستان خوب مجازی من

اينجا خونه تنهايی منه . خونه ای که فقط بعضی چيزا را ميشه توش نوشت . از بس کم ميام اينجا فکر نکنيد آدم کم حرفی هستم . نه برعکس خيلی هم پرحرفم ولی اين پر حرفی اينجا نميشه . من حرف زدن با دوستام تو واقعيت را دوست دارم مخصوصا يکی از دوستام که خيلی دختر خوبيه و سنگ صبور و راهنمای من .کاش همه دوستان اينطوری بودند.

راستی از شماها کسی به استخاره اعتقاد داره ؟ نظرتون چيه ؟ اگه يه کار مهمی بخواهيد انجام بديد و دودل باشيد استخاره ميکنيد ؟ من تو يه دودلی شديد موندم نميدونم چه کنم؟

تنها کاری که از دستم بر مياد ميگم : خدای مهربون به همه بنده هات کمک کن به من هم کمک کن تا بتونم خوب تصميم بگيرم و موفق باشم

 

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


جمعه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

سلام به همه دوستان خوبم

سال نو همگی مبارك . اميدوارم سال خوبی را شروع كرده باشيد و هر روزتون بهتر از ديروز باشه.

من كه تا الان سال خوبی را داشتم ايشالا بقيش هم همينطوری خوب پيش بره. امسال يه خوبی ديگه هم داشت كه ۵ روز تعطيلی بعد ۴ روز كار دوباره ۵ روز تعطيلی . خداييش كه خيلی چسبيد و حسابی استراحتی كردم.

راستی عيد مسافرت رفتيد ؟؟ خوش به حالتون . ما که فقط تو خونه نشستيم و در و ديوارهای خونمن را گرفتيم که يهو خدای نکرده ديوارامون را دزد نبره در ضمن تا دلتون بخواد تلويزيون هم ديدم اين کانال به اون کانال ..... ولی خدا را شکر خوش گذشت

حرفهای من و خدا:

خدا جونم خيلی خيلی ازت ممنونم که اينقدر بهم لطف کردی

خدای مهربونم ازت ميخام هميشه مرا مورد لطف خودت قرار بدی و  هر چه که به صلاحم هست را برايم مقدر کنی

 

اينم چند تا از تفاوتهای ما و ديگران

اگر گفتين فرق واحد پول ايران و انگليس چيه ؟

در انگليس شما يک کيف اسکناس مي برين و باهاش يک ماشين مي خرين ، اما در ايران شما يک ماشين اسکناس مي برين و باهاش يک کيف مي خرين.

اگر گفتين فرق گردش کردن در تهران و پاريس چيه ؟

در پاريس هروقت شما خواستيد گردش کنيد از ماشين پياده مي شين و در تهران هروقت خواستيد گردش کنيد سوار ماشين مي شيد.

اگر گفتين فرق يک مجرم در ايران با يک مجرم در جاهاي ديگر چيه ؟
در همه جا آدم اول جرمش معلوم ميشه و بعد زنداني ميشه ، اما در ايران آدم اول زنداني ميشه و بعد جرمش معلوم ميشه 

اگر گفتين فرق يک تخم مرغ در تهران و مسکو چيه ؟
در مسکو اگه تخم مرغ را زير مرغ بذارن بعد از ۲۱ روز احتمالا يک جوجه از تخم مرغ بيرون مياد ولي در تهران پس از ۲۱ روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودي بيرون بيايد
اگر گفتين فرق محل کار ايرانيها و آمريکائيها چيه ؟
مردم آمريکا در خانه استراحت مي کنند و در اداره کار مي کنند و در خيابان تفريح ، اما مردم ايران در خانه تفريح مي کنند ، در اداره استراحت مي کنند و در خيابان کار !

اگر گفتين فرق يک نويسنده ايراني با يک نويسنده آلماني چيه ؟
يه نويسنده آلماني وقتي نوشته هاش چاپ شد معروف مي شود و بالا مي رود اما در ايران وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود و به پايين ( سياه چال ) مي رود .

اگر گفتين فرق يک تاجر ايراني با يه تاجر عرب چيه ؟
تاجر عرب از وقتي شناخته شد موفق و خوشبخت مي شود ، اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و زالوي اقتصادي  و " از کجا آوردي " و...  بدبخت مي شود ! 

اگر گفتين فرق يک زنداني در ايران و يک زنداني در اروپا و آمريکا چيه ؟
در اروپا و آمريکا وقتي کسي به زندان مي رود اعتبارش را از دست مي دهد ، اما در ايران وقتي کسي زنداني مي شود  اعتبار بدست مي آورد .

اگر گفتين فرق يک آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان در چيه ؟
در همه جاي دنيا وقتي کسي موفق ميشه همه به او نزديک ميشن و با او شريک ميشن و به او کمک مي کنن اما در ايران وقتي کسي موفق بشه همه از اون فاصله ميگيرن و ارتباطشونو قطع مي کنن و جلوي کارشو ميگيرن !

اگر گفتين فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري کانادا چيه ؟
سيستم اداري کانادا چون کار مردم را راه مي اندازد از آنها پول ميگيره ولي سيستم اداري ايران چون جلوي کار مردم رو ميگيره و اونارو سر ميدوونه ازشون پول ميگيره
اگر گفتين فرق يک ماشين در ايران و بلژيک چيه ؟
در بلژيک وقتي شما ماشين مي خريد دائما قيمت آن کم مي شود ولي در ايران دائما قيمت آن زياد مي شود .

اگر گفتين تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه ؟
در همه جاي دنيا آدم وقتي دشمن داشته باشه جلوي کارش گرفته ميشه ولي در ايران وقتي آدم دشمن داشته باشه تازه انگيزه کار پيدا مي کنه !

اگر گفتين تفاوت موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگه دنيا چيه ؟
در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در اماکن عمومي پخش مي شود صداي آن زياد است و وقتي در خانه پخش مي شود صداي آن را کم مي کنند ، اما در ايران وقتي موسيقي را در خانه پخش مي کنند صداي آنرا زياد مي کنند و وقتي در مکان عمومي آنرا پخش مي کنند صداي آنرا کم مي کنند !

 

 


پيام هاي ديگران ()

زرشكي


[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]